سلام به همه دوستای گلم چون اکثر دوستان درگیر امتحانات بودن و کنکور تصمیم بر این گرفتم رابطه رو اول تیر ماه پخش کنم به درخواست خودتون در رابطه با دوستانی معترض به داستان که کم هم نبودن باید عرض کنم این داستانم مثل داستان های قبلی شروع خوبی نداره و تا شروع موضوع اصلی داستان تحمل کنید البته چون استاد برزگر هم نسبت به این داستان انتقاد داشتن احتمالا شروع داستان تغییراتی خواهد داشت .... به هر حال تا یک تیر که همه دوستان فرصت برای خوندن داستان داشته باشن صبر کنید تا این داستان هم منتشر بشه و بازخوردهای شما رو ببینیم ... امیدوارم با تغییراتی که میدیم نظر منتقدین هم جلب بشه ... مرسی که هستید و میخونید امیر رسایی

سلام به همه دوستای خوب و گلم ....

می دونم ... می دونم ... می دونم بد قولی کردم قرار بود زودتر از اینا داستان « رابطه » رو منتشر کنم ... اما خب یه سری مشکلات پیش اومده برام امیدوارم .... امیدوارم این پنج شنبه که شب تولد منم هست بدون هیچ مشکلی قسمت اول داستان « رابطه » رو از همین وبلاگ بخونید و ایشاالله ایشالله که خوشتون بیاد ... توی این داستان ... نویسنده که خودم هستم و آیدا ستاری هم کار بازنویسی رو انجام داده که دستش درد نکنه ....

راجع به موضوع داستان هم بگم .... نه بذارید نگم که laugh خب میذارم می خونید دیگه چه کاریه yes

 

اما در رابطه با دوستانی که می خواستن برای نمایشگاه کتاب من رو ببینن ویا من بهشون کتاب معرفی بکنم عرض کنم که من خیلی نمایشگاه نمیرم شاید دو سال یکبار اونم اگه اگه بن مجانی گیرم بیاد laugh مفت باشه برم یه چرخ بزنم ببینم چه خبره

ولی منظورم این نیس که نمیخرم کتاب نه ولی برای خرید کتاب نیاز به نمایشگاه ندارم کتاب فروشی محلمون هست از اونجا کتابایی که بخوام رو تهیه می کنم ....

چندتا رمان معرفی می کنم الان که نمایشگاه تموم شده ولی کتاب فروشی ها بازه ... بخرید بلکه شما هم خوشتون بیاد .... رمان کوری .... صد سال تنهایی .... بر باد رفته ..... بادبادکباز .... منه او « ایرانی » رمانهایی که هست که من امسال خریدم و الان وسطای رمان کوری هستم بقیه رو خودمم نخوندم .... برباد رفته هم بگم جلد یک و دو داره نویسنده هاشونم چون الان کتاب ها پیشم نیستن یادم نیست ولی رمانهای معروفی نیازی به اسم نویسنده ندارن ....

خیلی ممنونم از لطف دوستانم توی جزیزه ی کیش ... در رابطه با حرفایی که درباره ی داستان « مینای » میزنن هم بگم تا حدودی صحت داره من تصمیم گرفتم داستان مینا دختر معلول لرستانی رو روش کار کنم اما نه به تنهایی ... ! توضیحات بیشتر برای بعد ....

خاطر همتون رو می خوام ببخشید به سوالات که راجع به سامان و شکایت و نامه و .... بود پاسخ ندادم چون حالم خوبه ! heart اجازه بدید انرژی من صرف داستانهای تازه بشه نه حاشیه

بازم خاطر همتونو می خوام .... تا پنج شنبه cool

 

http://s1.picofile.com/file/6120798788/29666_392486651429_268211296429_4588645_8104450_n.jpg

 

رابطه

 

نویسنده : امیر رسایی

 

بازنویسی : آیدا ستاری

 

با تشکر از استاد محمد برزگر

« رابطه »

http://www.fubiz.net/wp-content/uploads/2015/02/Phoenix-1.jpg

 

RELATION

 

Writer : amir rasaee

 

نویسنده : امیر رسایی

 

سلام به همه خوانندگان و دوستان خوبم

امیدوارم همگی شاد باشید و سلامت و تا اینجا سال خوبی رو سپری کرده باشید ...

بالاخره داستان جدیدم کلید خورد ...

پنجمین داستان من به اسم « رابطه » باز در فضایی اجتماعی 10 روز دیگه منتشر میشه ...

البته اگه تو این مدت خواننده هاشو پیدا کنه

این داستان برای من خیلی مهمه که خونده بشه .... برای همین دوست دارم در بهترین شرایط منتشر بشه و خیلی خیلی بازخورد موضوع این داستان برام اهمیت داره ....

از « حس عجیب » تا « راز » کنار من بودید و همیشه لطفتون شامل حال من بوده

امیدوارم تو داستان « رابطه » هم بتونم رازی نگهتون دارم و داستانم رو دنبال کنید ....

توضیحات درباره ی داستان در پست های آینده :)

 

دوست همیشگی شما

امیر رسایی

سال نو یعنی تو !

http://www.yazdfun.com/wp-content/uploads/2012/07/%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%88-%D8%A7%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3%DB%8C-_%DB%8C%D8%B2%D8%AF%D9%81%D8%A7%D9%86-3.jpg

 

تو چشای تو ...

تو چشای تو یه جادوی خاصی هست

تو نگاه تو انگار یه احساسی هست

غم دنیا رو فراموش می کنم وقتی

به تو نگاه می کنم ....

 

http://up.98love.ir/up/mamadzar/Pictures/emotional-gir-and-boy%20(5).jpg

توو همه ی عمر مثل تو رو ندیدم

یه جورایی خاطرت عزیزه عزیزم

از دیدن تو سیر نمیشه چشم من

به تو نگاه می کنم ...

پ . نوشت : با آرزوی سالی خوب و پر برکت و شاد برای همه ی دوستای عزیزم

http://up.litemode.ir/up/fashionlite/mode/picv/g9/n8/wWw_LiteMode_iR_147590344.jpg

حس عجیبیه ...

کنارت نه آدما رو حس می کنم

نه خودم رو ...

و نه موقعیت رو ...

تنها چیزی که حس می کنم ...

دوست داشتن تو هست !

 

 

متن از امیر رسایی

 

 

http://kocholo.org/img/images/02674524219788614689.jpg

تو

پایان خوش

داستان منی ...

 

متن از : امیر رسایی

 

http://www.img.aksfa.org/image-2010/Beautiful-nature/fields_01.jpg

اینکه من جز تو کسی رو ندارم ...

غمگین نیست !

تمام زیبایی دنیای من همین تنها بودن با توست !

 

متن از : امیر رسایی

 

insta : amirrasaee22

http://kermany.com/my_doc/kermany/gallery/images/04/%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85-.jpg

http://radfun.ir/img/images/04760578709885163006.jpg

از آدمهایی که درگیر دنیای خودشان هستند 

ساده رد میشوم ...

آنها فقط فکر می کنند بزرگ هستند !

 

متن از : امیررسایی

 

insta : amirrasaee22

http://upload.wikimedia.org/wikipedia/en/3/3c/Jalpari_film_poster.jpg

داستان اول

« حنا »

حنا داستانی مربوط به سال 90 هست که دوبار بازنشر شده و این سومین باری هست که بازنشر میشه البته اگه انتخاب شما باشه !

حنا داستان دختری 13 ساله هندی هست که مجبور به ازدواج با پسری در شهر دیگر هست اما با مرگ شوهرش طبق رسم هندی ها باید سوزانده بشه ...

نویسنده : امیررسایی

داستان

این چند نفر ...

داستان طنز ....

نویسنده : امیررسایی

مردی با افکار مه زده

نویسنده امیر رسایی

 

http://upload.wikimedia.org/wikipedia/en/3/3c/Jalpari_film_poster.jpg

HANA

 

حنا ...

به زودی ...

 

نویسنده : امیررسایی

براساس طرحی از : امیررسایی

بازنویسی : آیدا ستاری